

Foundation plans interlocutor for the deprivation of deprived areas
Survivors of school education due to lack of financial ability person
Distribution of milk and egg sandwiches in schools, because of abuse of power
Leaers
Insurance pay addicts for treatment and retu to life and society
Full payment costs such as the cost of holding weddings
Hall, wedding car to underprivileged children for school and life
طرح های بنیاد هم سخن در راستای محرومیت زدایی از مناطق محروم:
1/آموزش بازماندگان از تحصیل بدلیل نداشتن توانایی مالی فرد
2/ توزیع شیر و ساندویج تخم مرغ در مدارس بدلیل سوئ تغذیه دانش
آموزان
3/پرداخت بیمه معتادان جهت درمان و برگشت به زندگی و اجتماع
4/ طرح ایجاد شهرستان های نمونه در اقتصاد مقاومتی در مناطق محروم و
واگذاری اداره امور این شهرستان ها به بخش خصوصی در زمینه
اجرایی و آبادانی و نظارت بخش دولتی بر عملکرد بخش خصوصی
5/پرداخت کامل هزینه های برگزاری مراسم های عروسی اعم از هزینه
تالار ،ماشین عروس و... به کودکان محروم جهت تحصیل و ادامه زندگی.




یک خوابگاه دانشجویی:((سعید خجسته نژاد)):کار خیر دیگران را بگویید تا شاید دیگران هم به کار خیر دعوت شوند"بنیاد هم سخن"

حاج آقا امین مصمم به کمک 150 میلیونی برای ساخت خوابگاه بود و بنده هم برای تشکر ویژه باز هم به خدمت ایشان رسیدم
Haj Amin was determined to help 150 million to build dorms and I thank you
again for their service arrived

و چندین ساعت با حاج آقا صحبت کردم و ایشان هم می گفتند از صحبت های دلنشین شما استقبال می کنم و ....
And several hours Haj talked and he said, I welcome your sweet talk
حسین آقا 150 میلیون به همراه نقشه ای طراحی شده به سلیقه خودشان برای ساخت خوابگاه ارائه دادند و...
Hossein 150 million with plans to build dormitories considered themselves designed to taste
و گفتم حاج آقا اگر می شود از همسر گرانقدرتان هم ،بنده برای ساخت یک خوابگاه بزرگ چند هزار نفره دعوت بعمل بیاورم
And said the Haj if the Granqdrtan wife , servant to build a large dormitory a few thousand people invited to bring
حاج آقا امین فرمودند پسرم ،همسرم بهمراه تعدادی دیگر بنیادی بنام بنیاد خوشبختی دارند و اگر شما از ایشان برای بازدید دعوت بعمل آورید شاید هزینه ساخت خوابگاه را بپردازند
Haj Amin Frmdnd my son , my husband called with a number of other fundamental foundation of happiness , and if you invite them to visit , you may pay the cost of accommodation
دردسرتان ندهم بنیاد خوشبختی 200 میلیون کمک کرد و خوابگاهی عظیم ساخته شد.




1)شرحی بر 1000 دانش آموز فراری از مدرسه
((سعید خجسته نژاد))روزی در مزرعه پنبه پدرم در حال وجین علف های هرز بودیم و یکی از کسانی که دست مزد می گرفت و با من کار می کرد نوجوانی بود کم سن وسال و مشغول صحبت با وی بودم و از میان صحبت هایش متوجه شدم او درس را بدلیل فقر رها نموده و .....
دیدم راست می گوید با شکم گرسنه مگر می شود درس خواند و با خود گفتم در نظام آموزشی کشور می شود طرحی ارائه نمود که هم کار کرد و هم درس خواند از سویی به نوجوان گفتم چرا نهضت سواد آموزی نمی روی او گفت :"تشکیلات نهضت سواد آموزی برای تحصیل پایه اول دبستان در ایران کاربرد دارد و توانسته جواب دهد."دیدم راست می گوید و....
در حال وجین علف های هرز مزرعه پنبه بودیم که فکری به ذهنم خطور کرد.....بعد از چند روز طرحی مبنی بر آموزش آسان برای بازماندگان از تحصیل از پایه اول راهنمایی تا پیش دانشگاهی نوشتم و به وزارت آموزش و پرورش ایران فرستادم و چون به طرحم اعتقاد داشتم هر روز دفتر وزیر زنگ می زدم به گونه ای که مدیر دفتر وزیر به تنگ آمده بود و وقتی برخورد ایشان را با خود دیدم گفتم تا جواب نامه ام را نگیرم دست بر نمی دارم و از هفته آینده می آیم و در دفتر آقای وزیر می نشینم و....

بالاخره یک روز دیدم موبایلم زنگ زد وشماره 021 اول شماره بود فهمیدم از تهران است . خانمی گفتند از دفتر وزارت آموزش و پرورش هستم و آقای وزیر طرح شما را خوانده (تا یادم نرفته بگویم طرحی که نوشته بودم در حد پایان نامه دکترای جامعه شناسی بود)و آقای وزیر می خواهند از نزدیک شما را ببینند و آدرس بدهید تا بلیط رفت و برگشت هواپیما برایتان بفرستیم و....
با وجود مشغله کاری به تهران رفتم و دیدم آقای وزیر خیلی تحویل می گیرند و گفتند وقتی نامه ات را خواندم شروع کردم زار زار گریه کردن و....

با کلی صحبت و گفت و گووزیر محترم فرمودند شما جوان خوش سخنی هستید هر کس جای من باشد کار در وزارت آموزش و پرورش را به شما پیشنهاد می دهد و چون بنده با رنج ،زحمت و مشقات تحصیل برو بچه های دیار کریمان آشنا بودم قول راه اندازی آزمایشی موسسات آموزش از راه دور رابر ، بافت و ارزوییه کرمان را از وزیر گرفتم و اولین موسساتغیر دولتی آموزش از راه دور دخترانه ولی عصر "عج" و پسرانه معرفت در استان کرمان راه اندازی شد و اکنون تحت لوای مدارس آموزش از راه دور فعالند و به لطف خدا در این 11 سال نزدیک به چند هزار بازمانده از تحصیل را حتی خانم های خانه دار ،سربازان ،کارکنان ادارات و،زندانیان و .... در این مدارس مشغول به فعالیت می باشند. ...و به عنوان نمونه ترین مدارس در استان هم همواره معرفی گردیده اند که به لطف حضرت ولی عصر "عج"بوده است.و برای آشنایی بیشتر با این مدارس به سایت اینترنتی www.marefatebaft.parsiblog.com سر بزنید....

2)سالروز ازدواج آسمانی فاطمه زهرا(س)و امیر المومنین(ع):
((سعید خجسته نژاد))/ورقه های تقویم را در حال ورق زدنم ناگهان صفحه ای از تقویم را که روی آن نوشته سالروز پیوند ملکوتی فاطمه زهرا (س) و حضرت علی (ع) را جلوی خود و پیش چشمان می بینم.و وقتی انسان این کلمه جمله منور را می خواند ذهن ها متوجه ازدواج ساده فرزند پیامبر (ص) و پسر ابوطالب (ع) می شود.لذا فکری در ذهن بنده حقیر و سرتا پا تقصیر خطور کرد که مراسمی برای 54 زوج جوان با الگو گیری از ازدواج ساده برای تشویق سایر جوانان برگزار کنم و می دانستم که کار سختی است اما نشد ندارد .لذا دست به کار شدم و بلافاصله طرحی نوشتم و به شورای فرهنگی دانشگاه ارائه کردم و اساتید بزرگوار هم گفتند اگر خودت مسولیت برگزاری و همه امورات را بر عهده می گیری برو برگزار کن و مقرر شد در ابتدا بنده از خیرین شهر که کم نیستند برای فراهم ساختن هزینه ها کمک بگیرم...با دوستان صداو سیمای مرکز استان تماس گرفتم برای ایجاد نشاط در جشن که دوستان قول همکاری دادند با آقای غفاری مجری توانمند صدا و سیما تماس گرفتم و جریان جشن بزرگ را با ایشان در جریان گذاردم و ایشان گفتند ((سعید جان!)) شما خودتان سخنوری توانمندید و... که گفتم آقای غفاری تعارف بس است من وقت ندارم و این دوست عزیزمان که دید دارم ناراحت می شوم گفت به روی چشم حتما"می آیم.کلیه خانواده های بچه ها را دعوت کردیم و جشنی بزرگ با حضور هنرمندان صدا و سیما برگزار گردید.....

3
برو بچه های توانمند مناطق محروم

برو بچه های مناطق محروم دیار کریمان که بیشماری بازمانده از تحصیل اندهمواره دستان پر مهر هر ایرانی و هر هم وطن خود را دوست دارند بر سر خود حس کنند و می شود
به آنان نیز بمانند فرزندان خود نگریست و همراهی شان نمود در تحصیل علم ..شاید یکی از اینان در آینده نه چندان دور علمدار سازندگی ایران عزیز شود...
4
سفر به طوس
((سعید خجسته نژاد))با علاقه و ارادتی که به حکیم ابوالقاسم فردوسی دارم و همواره یک از آرزو های بنده حقیر و همه پارسیان و پارسی دوستان، ادیبان و عاشقان ادبیات ایران ، دیدار از آرامگاه بزرگ مرد حماسه و ناجی تاریخ ادبیات ایران زمین ،حضرت فردوسی است.

لذا با وجود اینکه شب تا دیر وقت در حرم ملکوتی امام رضا ((ع)) بودم صبحگاه مصمم به عزیمت به شهر طوس می شوم ....در کودکی به شهر طوس عزیمت نموده ام و این شعر را با خود زمزمه می کنم که:
باز آمدم به طوس، به شهر و دیار دوست
شهر شهادت و حرم مشکبار دوست
شهرى که هست قبـله عشّاق و عارفان
شهرى که هست مشتهر از اشتهار دوست
شهر وفا و طور لقاء مشهد رضا
دارد شرافت از شرف و اعتبار دوست
ز آن طوس گشته شهره آفاق کاندر آن
گردیده دفن، پیکر پر افتخار دوست
میسوختم ز آتش سوزان هجر او
شُکر آن که باز، کرد نصیبم جوار دوست
آب حیات و عمر ابد کی برابر است
با دولت حضور دمى در کنار دوست
امر جهان و نظم امور جهانیان
ز امر خدا است در کف با اقتدار دوست
صف بستهاند خیل ملائک به احترام
در روضه مقدس گردون مدار دوست
ما را سخن ز بیش و کم و هست و نیست، نیست
بگزیدهایم خط و ره اختیار دوست
من کیستم که در ره او جان فدا کنم؟
جانم فداى آن که بود جان نثار دوست
جود و گذشت و مردى و ذرهپرورى
رحم و وفا و مهر و کرم هست کار دوست
تنها نه خاکسار در دوست گشتهام
من خاکسارم آن که بـود خاکـسار دوست
در کفشدارى حرم شاه دین رضا
من کفشدار آن که بود کفشدار دوست
از یک دوست مشهدی سوال می کنم که می خواهم به طوس بروم و جویای آدرس طوس می شوم....دوستی مشهدی ،آدرس میدانی که مجسمه حکیم ابوالقاسم فردوسی را به بنده حقیر می دهد و خوشحال سوار اتوبوس خط واحد شده و حرکت می کنیم....در کنار بنده شخصی بود ساکن مشهد و اصالتا"بجنوردی ...با ایشان گرم صحبت می شوم که اتوبوس به میدانی با مجسمه حکیم ابوالقاسم فردوسی می رسد دوست هم صندلی ام هم گفت فکر کنم اتوبوس های خط واحد شهر طوس از همین میدان حرکت می کنند....دردسرتان ندهم ما هم خوشحال در حالیکه این شعر حکیم فردوسی را با خودم زمزمه می کردم از اتوبوس پیاده شدم
در این خاک زر خیز ایران زمین
نبودندجز مردمی پاک دین
همه دینشان مردی و داد بود
وزآن کشور آزاد و آباد بود
چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آّب وخاک
پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد
بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم بر ننگ بود
کجا رفت آن دانش و هوش ما
چه شد مهر میهن فراموش ما
و از اتوبوس که پیاده شدم، دیدم در منطقه ای حاشیه شهر مشهد که به همه جا غیر از شهر طوس منتهی می شود پیاده شده ام.......و این میدان از یک طرف به یک بزرگراه و از سوی دگر به میلان های شهر مشهد ختم می شد...وبا توجه به اندکی وقتم و اینکه قرار بود به روستای(( بیگ نظر)) در 20 کیلومتری شهر قوچان و نرسیده به کارخانه سیمرغ قوچان برای دیدن یکی از دوستان بروم

و از سویی آدرس را اشتباه آمده بودم و دیگر نمی توانستم به زیارت آرامگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی بروم تا حدودی ناراحت بودم ونشستم تا پس از چند ساعت همان اتوبوس خط واحد آمد و مرا به شهر مشهد برد.










سخن:سعید خجسته نژاد...
ما را در سایت سخن:سعید خجسته نژاد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 13:33